شمارهٔ ۹۲۲ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ای خیال روی تو در دیدهام
هست دایم همچو نور دیدهام
بی رخ زیبای تو در ماه و خور
ناکسم گر من در افشان دیدهام
عشق روی تو نگارا در جهان
از دل و جان و جهان بگزیدهام
در سرابستان فردوس برین
بی وصال تو کی آرامیدهام
سرو بالایت ز ما سر میکشد
همچو بید از رشک او لرزیدهام
گر گذر کرد او به ما چون سرو ناز
صد هزاران دردش از بر چیدهام
گر رسد بر زلف تو باد صبا
همچو مار از غبن آن پیچیدهام
بس که کردی بر من بی دل جفا
از وفای تو طمع ببریدهام
سالها تا با غمت گرد جهان
بی سر و سامان چنین گردیدهام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت محبوبش اشاره میکند و بیان میکند که تصور او همیشه در ذهنش مانند نوری در چشمانش است. او بدون دیدن چهره زیبای معشوقش، احساس ناکامی میکند و عشق او را بالاترین چیز در جهان میداند. شاعر از شدت دوری و جدایی از محبوب به درد و رنج مبتلا شده و بیقراری را تجربه میکند. او همچنین به احساس رشک و حسادت نسبت به زیبایی محبوب اشاره کرده و اعلام میکند که از جفاهای معشوق به ستوه آمده و با غم او سالها زندگی کرده است.