شمارهٔ ۹۳۹ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
چرا گشتی چنین غافل ز دردم
نکردی رحمتی بر روی زردم
نکردی جز جفا بر من نگارا
بگو غیر از وفاداری چه کردم
ندادی کام ما یک دم ز وصلت
بسی خون جگر در عشق خَوردم
مرا از دیده و دل حاصلی نیست
به غیر از آب گرم و آه سردم
مفرما صبر با درد فراقم
چگونه صبر بتوانم ز دردم
شب تاریک هجرانم بفرسود
صبا درد دلم را بین و دردم
جهان گر در سر عشقت کنم من
به جان تو که از عهدت نگردم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به درد و رنج ناشی از عشق بیوفا اشاره میکند. او از معشوقش میخواهد که به احساساتش توجه کند و از او رحمتی نشان دهد. او به شدت از فراق و غم ناشی از بیتوجهی معشوق رنج میبرد و میگوید که جز درد و آه چیزی ندارد. شاعر از شبهای تار و سختیهای عشق میگوید و در نهایت به وفاداری خود به معشوق تأکید میکند، حتی اگر جهان را برای عشق او فدای خود کند.