شمارهٔ ۹۴ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
سرو در باغ به بالای تو میماند راست
مه ده چار ز شرم رخ تو در کم و کاست
آفتاب از رخ زیبای تو خجلت زده است
زآنکه او روشنی از روی تواَش باید خواست
در چمن چون بخرامید قد رعنایت
راستی سرو روان پیش قدت برپا خاست
در لب جوی سهی سرو قدش در لرزست
چون بدیدیم نگارا ز کجا تا به کجاست
گرچه شمشاد نمودار قدت بود ولیک
شیوه ی قدّ دلارای تو دیدم رعناست
دل منه بر گل خوش بوی تو در باغ جهان
که جهان نیز چو گل یکسره بی مهر و وفاست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت محبوبی اشاره دارد که در باغ و طبیعت به چشم میخورد. شاعر سرو را به تصویر میکشد که به زیبایی معشوق میماند و آفتاب از زیبایی او خجالت زده است. قد بلند و زیبای معشوق باعث به وجد آمدن و ایستادگی سرو شده و در چمن به نرمی و لطافت حرکت میکند. معشوقی که حتی در کنار جوی، توجهها را به خود جلب میکند. در نهایت، شاعر نگرانی خود را از دلبستگی به گلهای خوشبو بیان میکند و یادآوری میکند که دنیا نیز مانند گل، فاقد محبت و وفاداری واقعی است.