شمارهٔ ۹۶۶ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
نه در عالم کسی غمخوار دارم
نه جز لطف تو استظهار دارم
به لطف خویش بردارم ز دل بار
که از هجرانت بر دل بار دارم
نظر کن بر من و بر حال زارم
که بر خاطر بسی آزار دارم
مرانم از در لطفت خدا را
که من با روز وصلت کار دارم
خداوند منی جانا و دایم
به داغ بندگی اقرار دارم
به وصل خویشتن بنواز ما را
که از هجران دلی افگار دارم
قرار و صبر و خواب از ما ربودی
از آن رو دیدهای بیدار دارم
ز بستان وصالت ای دلفروز
به جای گل همیشه خار دارم
به عشق رویت ای گلبوی گلرنگ
چو بلبل نالههای زار دارم
نه بتوانم صبوری در فراقت
نه بر درگاه وصلت بار دارم
وفادارت منم تا در جهانم
که با عهد تو من زنهار دارم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از تنهایی و غم ناشی از جدایی معشوق سخن میگوید. او هیچ کس را جز معشوقش برای دلگرمی ندارد و فقط به لطف او امید دارد. شاعر از درد و رنجی که به خاطر فراق میکشد، مینالد و از معشوق میخواهد که به او نظر کند و او را نراند. او در خواستهاش به وصال معشوق و محبت او اشاره میکند و میگوید که دوام عشقش به او پایدار است. شاعر همچنین به احساساتش در درگیری با غم و درد جدایی اشاره میکند و نشان میدهد که به معشوق بسیار وفادار و وابسته است.