نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۷۸ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

به عالم غیر تو یاری ندارم

بجز عشق رخت کاری ندارم

تو را گر هست بر جایم بسی یار

به جانت من کسی باری ندارم

به کوی تو سگان را هست باری

چرا ای دوست من باری ندارم

خداوند منی من بنده فرمان

به جان تو کز این عاری ندارم

اگرچه برگرفت آزرم از پیش

من از دلدار آزاری ندارم

به جان تو که در عالم نگارا

بجز لطفت جهانداری ندارم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و وابستگی عمیق شاعر به محبوبش است. شاعر می‌گوید که هیچ چیزی در دنیا به جز عشق محبوبش برایش اهمیت ندارد و او خود را خادم و بنده محبوبش می‌داند. او از سختی‌ها و آزردگی‌های زندگی صحبت می‌کند، اما تأکید می‌کند که هیچ چیز نمی‌تواند او را از عشق به محبوبش دور کند و تنها چیزی که در این دنیا برایش با ارزش است، لطف و محبت محبوبش است.