شمارهٔ ۹۸۷ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
مگر لطف تو باشد دستگیرم
ز پای افتادم آخر دست گیرم
اگرچه لایق حلقه نباشم
خداوندا به فضلت درپذیرم
منم مجرم ولیکن وای بر من
اگر لطفت نباشد دستگیرم
مسلمانان به راه کعبه وصل
بود خار مغیلان چون حریرم
نپرسی یک زمان از حال زارم
تو باشی دایماً ما فی الضّمیرم
ز جان باشد گزیرم کام و ناکام
به جان تو که از تو ناگزیرم
به بوی زلف مشکین تو عمریست
که جانی میدهم باشد بمیرم
بگشتم در جهان در جست و جویش
نباشد چون نگار بی نظیرم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره حالتی از وابستگی و longing به محبوب است. شاعر از لطف و رحمت محبوب میگوید و خود را در وضعیت ضعف و گناه میبیند. او به خداوند پناه میبرد و از او درخواست کمک میکند. شاعر احساس میکند که هر چه در جستجوی محبوب بوده، هنوز نتوانسته او را بیابد و به زیبایی و خاص بودن او اشاره میکند. عشق و نیاز به محبوب در این شعر به وضوح حس میشود.