شمارهٔ ۹۹۴ جهان ملک خاتون
جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
لب تشنه لعل تواَم آبی مگر ارزم
مخمورم از آن لعل شرابی مگر ارزم
کردم ز تو ای دوست سؤالی ز سر عجز
اندیشه بفرمای جوابی مگر ارزم
در بادیهٔ شوق تو، ای کعبهٔ مقصود
با خاک برابر شده آبی مگر ارزم
آخر چو طبیبم ندهد شربت وصلی
چون درد بگویم به جوابی مگر ارزم
گر رحم کنی بر من افتاده ثوابست
دریاب به رحمت که ثوابی مگر ارزم
در خلوتم از روی کرم گر بنوازی
در رهگذر ای دوست عتابی مگر ارزم
با این همه گوهر که من از دیده فشاندم
از لعل لبت درّ خوشابی مگر ارزم
بر ریش جهان بیش میفشان نمک جور
کز سینه مجروح کبابی مگر ارزم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساس عمیق عشق و علاقه شاعر به محبوبش میپردازد. شاعر از تشنگی به لعل و شراب محبوب صحبت میکند و در حالی که در جستجوی پاسخ به سؤالاتش است، از محبوب درخواست محبت و رحمت میکند. او به قرب و دوری از محبوب اشاره میکند و از درد و رنج خود به خاطر این دوری شکایت دارد. در نهایت، شاعر با اشاره به زیباییهای عشق و نامهربانیهای دنیا، از محبوبش میخواهد که او را دریابد و به او رحم کند. در کل، شعر نمایشدهنده احساسات عاشقانه و طلب وصال است.