نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۹۸ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چنین بی یار و دل تا چند باشم

به دام زلف او پابند باشم

ز دست باد بفرستم سلامی

به پیغامی ز تو خرسند باشم

بگردیدی ز عهدم تا تو دانی

که تا باشم در آن پیوند باشم

به جان تو که عهدت نشکنم من

که تا هستم در این سوگند باشم

بگو تا کی چو بلبل در فراقت

بدام مهر گل در بند باشم

من آن طوطی شکّرخایم ای جان

که جویای لبی چون قند باشم

بده کام جهانی از وصالت

که در هجران تو تا چند باشم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار از جدایی و دوری معشوق غمگین است و احساس می‌کند که بدون حضور او نمی‌تواند به زندگی ادامه دهد. او می‌گوید که به خاطر عشقش به معشوق به وعده‌هایش وفادار می‌ماند و از زنده بودن در این عشق راضی است. شاعر مانند بلبل در قفس و طوطی در جستجوی شیرینی لب معشوق است و از او می‌خواهد که با وصلش کام دل او و دیگران را شیرین کند. او به این موضوع فکر می‌کند که تا چه زمانی می‌تواند در این جدایی باقی بماند.