نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۷ جهان ملک خاتون

جهان ملک خاتون / رباعیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

زردم ز فراق روی دلدار چو شمع

تا کی بودم دیده خونبار چو شمع

تو خفته و من خراب و گریان همه شب

تا صبح به بالین تو بیدار چو شمع

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از تنهایی و غم فراق معشوق سخن می‌گوید. او خود را مانند شمعی می‌بیند که در انتظار معشوق، سوخته و اشک‌بار است. شاعر در شب تا صبح بیدار می‌ماند و در حالی که معشوق خوابیده، از غم و اندوه خود رنج می‌برد.