نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۳ جلال عضد

جلال عضد / غزلیّات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

گرچه یاران وفادار جفا نیز کنند

سست عهدان جفاکار وفا نیز کنند

بر دل خسته دلان نیش زنند از غمزه

لیکن از نوش لب لعل دوا نیز کنند

حلق این تشنه دل خسته به آبی دریاب

کاین ثوابی‌ست که از بهر خدا نیز کنند

ذکر حسن تو به تنها نکنند اهل نظر

در سراپرده قدس اهل صفا نیز کنند

نه سر زلف تو شوریده لقب دارد و بس

کاین حدیثی‌ست که از طالع ما نیز کنند

گر ببینند خم ابروی محراب‌وَشَت

اهل دل فاتحه خوانند و دعا نیز کنند

مکن آهنگ جدایی که خود اجرام فلک

دوستان را به هم آرند و جدا نیز کنند

با مَنَت گر سر مهر است مکن قصد جفا

مهربانان نپسندند که جفا نیز کنند

دلم از بند برون آر و به من بازفرست

کاین شکاری‌ست که گیرند و رها نیز کنند

تیر تو نیست خطا گرچه که تیراندازان

بر هدف تیر نشانند و خطا نیز کنند

کی به بالا و عذار تو رسد گر صد سال

سرو و گل نشو نمایند و نما نیز کنند

پیش او عیب نباشد که رود ذکر جلال

نزد شاهان جهان یاد گدا نیز کنند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است که در آن به وفاداری و جفای یاران اشاره شده و بیان می‌کند که حتی وفاداران نیز ممکن است خیانت کنند و برعکس. شاعر از غم دل خسته‌اش و لزوم محبت و دوستی سخن می‌گوید و می‌گوید که دیگران حتی با غمزه‌های خود، می‌توانند برای دل‌ها دوا باشند. در ادامه، شاعر به زیبایی‌های معشوق و تأثیر آن بر دل‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید که جدایی باعث درد و رنج می‌شود. او از موانع عشق و دوستی می‌گوید و این که مهربانی و وفاداری را باید در نظر داشت. در نهایت، شاعر به دعا و یاد خدا اشاره می‌کند، و می‌گوید که در محضر بزرگان، حتی یاد بدبختان و فرودستان نیز محترم است. این شعر به عمق احساسات انسانی و تلاش برای حفظ دوستی‌ها و ارتباط‌های عاطفی اشاره دارد.