شمارهٔ ۱۲۸ جلال عضد
جلال عضد / غزلیّات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بویی ز سر زلف نگارین به من آرید
یک نافه از آن طرّه مشکین به من آرید
از چشم و رخم سیم و گهر تحفه بریدش
وز زلف و رُخش سنبل و نسرین به من آرید
تا بوک به شیرینی جان را به لب آرم
یک ره سخنی زان لب شیرین به من آرید
مخمورم و جانم به سوی مَی نگران است
آخر سبک آن ساغر سنگین به من آرید
با کعبه به من می نرسد بوی خرابات
از پیش دلم آن ببرید این به من آرید
کو صبر که از دور رسد نوبت مخمور
یک جرعه مَی از دور نخستین به من آرید
خواهید که از خاک برآیم پس صد سال
از میکده بوی می رنگین به من آرید
هر گه که غمی گشت به دیدار دلم گفت
غم را نخورد جز دل غمگین به من آرید
احوال جلال از غم هجران به چه سان است
روزی خبر عاشق مسکین به من آرید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از محبوب خود میخواهد که عطر موهایش را برای او بیاورد و از زیباییها و لطافتهایش همچون چهره و زلفش بگوید. او با احساساتی عمیق و دلتنگی از شیرینی لبهای محبوبش یاد میکند و از او میخواهد که بادهای از میکده بیاورد تا حالش بهتر شود. شاعر به شدت به یاد محبوبش است و حسرت نداشتن او را میکشد، و در نهایت از او میخواهد که از حال عاشق غمگینش با دیگران بگوید. بهطور کلی، این شعر بیانگر عشق و دلتنگی عمیق شاعر است.