نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۸ جلال عضد

جلال عضد / غزلیّات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ماییم و به جان مهر تو ورزیدن ازین پس

در سینه نهان مهر تو ورزیدن ازین پس

دل رفت و به جان جات کنم تا تو نگویی

بی جان نتوان مهر تو ورزیدن ازین پس

تو پرتو خورشیدی و واجب دل ما را

ماننده کان مهر تو ورزیدن ازین پس

آنان که به دل قصد تو کردند ازین پیش

خواهند به جان مهر تو ورزیدن ازین پس

ار آرزوی هر دو جهان در دل ما هست

در هر دو جهان مهر تو ورزیدن ازین پس

تو آدم حُسنی و بود واجب و لازم

بر آدمیان مهر تو ورزیدن ازین پس

گفتی که جلالا پس ازین کام دلت چیست

ای سرو روان مهر تو ورزیدن ازین پس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عشق و محبت به معشوق و ضرورت و اهمیت آن اشاره دارد. شاعر بیان می‌کند که از این پس زندگی‌اش را به مهر معشوق می‌گذرانده و نمی‌تواند بدون عشق او زندگی کند. او عشق را به عنوان روشنایی و پرتو خورشید می‌داند و بر این باور است که همه کسانی که در دلشان محبت او را دارند، از این به بعد خواهند کوشید تا عشق او را در جانشان حفظ کنند. همچنین، عشق به معشوق را به عنوان یک نیاز ضروری برای انسان‌ها مطرح می‌کند و تأکید می‌کند که آرزوهای واقعی در زندگی تنها در سایه محبت او تحقق می‌یابند. در پایان، شاعر به پرسشی درباره خواسته معشوق پاسخ می‌دهد و می‌گوید خواسته‌اش چیزی جز عشق و محبت او نیست.