شمارهٔ ۱۸۴ جلال عضد
جلال عضد / غزلیّات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
ترا از هر دو عالم برگزیدم
به صد ناز و نیازت پروریدم
گهی بر دیده خود جات کردم
گهی جان پیش پایت گستریدم
به عشقت ترک نام و ننگ گفتم
هوایت را به جان و دل خریدم
چه سختی ها که در هجر تو دیدم
چه محنت ها که در عشقت کشیدم
چه مایه طعنه های دشمن و دوست
که گاه و بی گه از بهرت شنیدم
فراوان اشک در هجرت فشاندم
فراوان جامه بر یادت دریدم
گهت بر آستان سر می نهادم
گهی بر گرد کویت می دویدم
نه یک ساعت جدا می گشتم از تو
نه یک دم بی رخت می آرمیدم
کنون نامهربانی پیشه کردی
امید از مهر و پیمانت بریدم
اگر دیگر کسان حالم ندانند
تو می دانی که از بهرت چه دیدم
کنونم خود پرو بالی نمانده است
که وقتی در هوایت می پریدم
نخورده شربتی شیرین ز لعلت
چه تلخیها که از دوران چشیدم
رسد گفتی جلال از من به کامی
حقیقت خوش به کام دل رسیدم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به بیان عشق عمیق و رنجهایی که به خاطر دوری معشوق متحمل شده، میپردازد. او از محبت و ناز معشوق خود سخن میگوید و اینکه چطور برای او ذلت و ننگ را کنار گذاشته و تمام وجودش را به پای عشقش ریخته است. شاعر به سختیها، گریهها و طعنههایی که در غیبت معشوق از دوستان و دشمنان شنیده، اشاره میکند. او یادآور میشود که چقدر تلاش کرده تا به وصال معشوق برسد و اکنون از بیمهری او ناامید شده است. در نهایت، شاعر به تلخیهای زیادی که در دوران جداییاش کشیده و اشاره به فقدان شادابی گذشتهاش میکند.