نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷۵ جلال عضد

جلال عضد / غزلیّات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

[چه] موجب است که با ما بجز جفا نکنی؟

چه دیده ای که نگاهی به سوی [ما] نکنی؟

به زیر سایه زلف تو آمدم زنهار!

که همچو ذرّه سراسیمه ام رها نکنی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر نارضایتی و درد عاشق است. شاعر از محبوب خود می‌پرسد که چرا جز آزار و جفا چیزی به او نمی‌دهد و چرا نگاهی به او نمی‌اندازد. او به زیر سایه موی محبوبش پناه آورده و از او خواهش می‌کند که مثل یک ذره معلق، رها و بی‌سرپرست نکند. این احساسات نشان‌دهنده وابستگی و انتظار شاعر از محبوبش است.