شمارهٔ ۳۸ جلال عضد
جلال عضد / غزلیّات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
از رخت ارغوان نموداری ست
وز رخم زعفران نموداری ست
نقش سودا که هست بر جانم
لب و خطّت از آن نموداری ست
از ستاره که ریخت مژگانم
از زمین آسمان نموداری ست
روی خوب تو با طراوت حسن
از ریاض جنان نموداری ست
ز آتش و دود و شعله دوزخ
سینه عاشقان نموداری ست
نرگس ناتوان جادویت
از فریب جهان نموداری ست
سر زلفت ز دود دل نقشی ست
لب لعلت ز جان نموداری ست
دیدم از توتیای بینایی
خاک آن آستان نموداری ست
خلق مجروح چشم و ابرویت
کان ز تیر و کمان نموداری ست
حلقه زلف و تیر مژگانت
از کمند و سنان نموداری ست
لاله زار سرشک و روی جلال
از بهار و خزان نموداری ست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیباییهای معشوق و احوال عاشق میپردازد. شاعر با استفاده از نمادها و تصاویر زیباییشناختی، ویژگیهای ظاهری و باطنی معشوق را به تصویر میکشد. او به رنگها و عناصر طبیعی نظیر ارغوان، زعفران، ستاره و آتش اشاره میکند و از این طریق زیبایی، عشق و شعلههای دل را بیان میکند. در نهایت، شاعر میخواهد بگوید که همهی زیباییهای جهان در وجود معشوقش متجلی شده است و عشق او موجب جراحت و شیدایی عاشق شده است.