نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۵ جلال عضد

جلال عضد / غزلیّات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

گل رنگ نگار ما ندارد

بوی خوش یار ما ندارد

ماییم و دیار بی نشانی

کس میل دیار ما ندارد

ما کار به کار کس نداریم

کس کار به کار ما ندارد

با ما سخن سمن مگویید

کاو بوی بهار ما ندارد

بر ما صفت چمن مخوانید

کاو نقش نگار ما ندارد

لاله ز چه سرخ گشت گر شرم

از لاله عذار ما ندارد

خون بار جلال در کنارت

کاو میل کنار ما ندارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به حس تنهایی و فقدان اشاره دارد. شاعر از نبودن زیبایی‌ها و بوی خوش زندگی در اطرافش گله می‌کند و بیان می‌کند که هیچ‌کس در دیار او نیست که به کار او توجهی داشته باشد. او از صحبت با کسانی که زیبایی و شادابی را درک نمی‌کنند، پرهیز می‌کند و بر این موضوع تأکید می‌کند که تمام ویژگی‌های خوشایند و گل‌های زیبا که در زندگی می‌توان یافت، در زندگی او وجود ندارد. در نهایت، شاعر با تأکید بر این تنهایی، به سرخ بودن لاله و خون بار جلال در کنارش اشاره می‌کند که نشان از نداشتن همراهان حقیقی دارد.