نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱ جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

مکن ایدوست کار من دریاب

هجرت آورد تاختن دریاب

دست آنزلف جان شکر بربند

جور آن جزع دل شکن دریاب

چشم تو قصد جان ما دارد

هان که مستست و تیغ زن دریاب

ماه تو منخسف همی گردد

گفتمت سر این سخن دریاب

خشمت آمد که خواندمت دشمن

دوستا رفت جان من دریاب

آه مظلوم پرده سوز بود

الله الله تو خویشتن دریاب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق و هجرت سخن می‌گوید و احساسات خود را نسبت به معشوق بیان می‌کند. او از محبوب می‌خواهد که به کارهایش توجه کند و از دردهای ناشی از جدایی و ظلمی که بر دلش می‌گذرد درک کند. محبت و زیبایی معشوق در چشم و ماه او تجلی یافته، و شاعر از او می‌خواهد که خشمی که به دل دارد را کنار بگذارد و به او توجه کند. در نهایت، او با ناله‌ای مظلومانه از محبوب می‌خواهد که خود را دریابد و به حال او توجه کند.