شمارهٔ ۱۰۲ جمالالدین عبدالرزاق
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
رخ تو طعنه بر ماه فلک زد
سمندت خاک در چشم ملک زد
دولعل تو خرد را دیده بردوخت
دو جزع تو سمارا برسمک زد
عیار ماه گردون داشت نقصان
چو نقد خویش با تو در محک زد
اگر ازتو نماند مه عجب نیست
که باشش نقطه پروین کم زیک زد
زشرمت شد نهان در خاک خورشید
چو حسنت خیمه چون مه بر فلک زد
بساکز هجر تو خون جگر خورد
کسی کو باغمت نان و نمک زد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره میکند و نسبت به او احساساتی عمیق دارد. او به طعنههایی که رخسار معشوق به ماه میزند، و همچنین به اسب او که خاک را در چشمان دیگران میزند، اشاره میکند. زیبایی معشوق به حدی است که خرد را گمراه کرده و تمامی زیباییهای گردون در برابر او کمرنگ به نظر میرسند. حتی اگر معشوق از بین برود، تعجبی نخواهد بود چون درخشش او به اندازهای است که نقطههای دیگر به کناره میروند. در نهایت، شاعر از درد جدایی و هجران سخن میگوید و تأثیر عمیق عشق را بر احساسات و زندگیاش به تصویر میکشد.