شمارهٔ ۱۰۵ جمالالدین عبدالرزاق
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
چگونه عاشقی را جان بماند
که چندین روز بی جانان بماند
دریغا جان که رفت اندر سردل
بدل راضی شدم گر جان بماند
زهجرت هر شبی چندان بنالم
کز آه من فلک حیران بماند
ز دیده اشک چندانی برانم
که چرخ از آب سرگردان بماند
ز تو چشم وفا هرگز ندارم
جفا کن تا توانی کان بماند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان درد و رنج عاشق از دوری محبوب میپردازد. شاعر به احساساتی چون بیتابی و غم ناشی از جدایی اشاره میکند و از اینکه چگونه میتواند به زندگی ادامه دهد در حالی که محبوبش در کنارش نیست، سخن میگوید. او از دل سرد و نارضایتی خود میگوید و به فقدان عشق و وفا از جانب محبوب اشاره میکند، با این امید که اگرچه در جفا باشد، حداقل یاد و آثار عشقش باقی بماند.