شمارهٔ ۱۱۱ جمالالدین عبدالرزاق
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
ای ترک بیا و چنگ بنواز
آهنگ بگیر و برکش آواز
چون مست شدی هنوز هم شرم؟
از دست شدم هنوز هم ناز؟
چون چنگ تو زان خمیده پشتم
تا روی بروی تو نهم باز
برکش زتنم اگر رگی نیست
اندر همه پرده یا تو دمساز
چندین مزنم اگر نه چنگم
ور میزنیم نخست بنواز
گفتی تو که عشق من نهاندار
مگذار که فاش گردد این راز
نگذاشتمی اگر نبودی
رنگ رخ و آب دیده غماز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن دعوت به شادی و نواختن موسیقی دارد. شاعر از ترک (به احتمال به معنای نوازنده) میخواهد که با چنگ خود آهنگی زیبا بنوازد و آواز سر دهد. او درباره حال مستی و شرم اشاره میکند و از عشق و رازهای نهان خود سخن میگوید. شاعر میگوید که اگر عشق و محبوبش نبود، رنگ رخسار و آب چشمش فاشکننده غم او میشد. در کل، متن بر حس عشق، مستی و موسیقی تمرکز دارد.