نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۴ جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آن چیست که من از تو و عشق تو ندیدم

وان چیست که در هجر تو از تو نشنیدم

احسنت چنین کن همه خون دل من خور

کاخر بگزافت ز جهان بر نگزیدم

رفتی و بر دشمن من خوش بنشستی

آوخ بنمردم من و این نیز بدیدم

اول ز تو و خوی تو عبرت نگرفتم

تا عاقبت از تو بچنین روز رسیدم

دل هم بستد نرگس جادوی تو وانگه

صد حرز فروخواندم و بر خویش دمیدم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان حسرت و غم فقدان عاشق و عشق او می‌پردازد. شاعر از احساسات عمیق خود نسبت به معشوق صحبت می‌کند و از اینکه در غیاب او چه درد و رنج‌هایی را تحمل کرده است، می‌گوید. او به یاد می‌آورد که چه چیزهایی را در عشق او ندیده و نشنیده و از تاسف خود می‌گوید که همواره در حال رنج کشیدن است. در پایان، شاعر از قدرت و جذابیت معشوقش سخن می‌گوید و نشان می‌دهد که چگونه در برابر این عشق، به ناچار تلاش کرده تا خود را حفظ کند.