نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۵ جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

دست در دامن فلان زده‌ایم

پشت پا بر همه جهان زده‌ایم

آبرو زان به باد بر دادیم

کآتش اندر میان جان زده‌ایم

نیست از ناله هیچ فایده

زین سبب قفل بر دهان زده‌ایم

در چنین رنج گویدم تن زن

نتوان زد ولیک هان زده‌ایم

مکن ای دوست قصد جان چندین

که به صدگونه سوزیان زده‌ایم

رخ ز من درمکش که با رخ تو

طعنه بر ماه آسمان زده‌ایم

آه ازآن لاف‌های بی‌معنی

کز تو در پیش این و آن زده‌ایم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از یک شاعر عاشقانه است و به احساسات و دردهای عشق اشاره دارد. شاعر در آن به حالتی از ناامیدی و عذاب اشاره می‌کند که به خاطر عشق دچار رنج و آسیب شده است. او می‌گوید که به خاطر این عشق، خود را به خطر انداخته و آبرویش را به باد داده است. همچنین بیان می‌کند که از ناله و فریاد نیز فایده‌ای نمی‌بیند، و در این شرایط از محبوبش می‌خواهد به او آسیب نرساند. او همچنین به زیبایی محبوبش اشاره می‌کند و این که توجه به او باعث آزارش شده است. در نهایت، او به لاف‌زنی و بداخلاقی‌هایی که بر اثر این عشق ایجاد شده نیز اشاره می‌کند.