شمارهٔ ۱۲۶ جمالالدین عبدالرزاق
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
خشمت آمد که من ترا گفتم
که ترا عاشقم خطا گفتم
شاید ارخون شود دلم تامن
بتو ناگفتنی چرا گفتم
من ز دست زبان برنج درم
سوزیان بین که تا ترا گفتم
گفتی از عشق جان نخواهی برد
من خود این با تو بارها گفتم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر از عشق خود به معشوق سخن میگوید و به او میفهماند که شاید در بیان احساساتش اشتباه کرده است. او از دل تنگیاش میگوید و از اینکه چگونه زبانش ممکن است از درد و محبتش بگوید. معشوق نیز به او پاسخ میدهد که از عشقش آسیبی نخواهد دید، ولی شاعر بارها این موضوع را با او در میان گذاشته است.