نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۸ جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

یا ز چشمت جفا بیاموزم

یا لبت را وفا بیاموزم

پرده بردار تا خلایق را

معنی والضحی بیاموزم

تو ز من شرم و من ز تو شوخی

یا بیاموز یا بیاموزم

بارها چرخ گفت می‌خواهم

که ز طبعش جفا بیاموزم

پرده عالمی دریده شود

گر ازو یک نوا بیاموزم

نشوی هیچ‌گونه دست‌آموز

چه‌کنم تا ترا بیاموزم

به کدامین دعات خواهم یافت

تا روم آن دعا بیاموزم

از خیالت وفا طلب کردم

گفت کو از کجا بیاموزم

گفتم آخر نیایی‌ام در چشم؟

گفت اول شنا بیاموزم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره یادگیری و جستجوی عواطف و احساسات است. شاعر می‌گوید که برای یادگیری وفا و محبت، باید از محبوبش بیاموزد یا از جفاهای او درس بگیرد. او می‌خواهد پرده‌ها را کنار بزند تا دیگران نیز زیبایی‌های معنوی را بیاموزند. شاعر در تلاش است تا با به اشتراک گذاشتن تجربه‌ها و احساساتش، دیگران را به درک عمیق‌تری از عشق و وفا برساند. در نهایت، او به گفتگویی با محبوبش می‌پردازد و از او می‌خواهد تا طرق یادگیری این مفاهیم را بیاموزد.