نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۶ جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

لحظه آن سنبل از گل وا فکن

واتشی در پیر و در برنا فکن

پرتوی از نور رخسارت بتاب

غلغلی در عالم بالا فکن

زاب آن چاه زنخدان چو سیم

قطره در نرگس شهلا فکن

عاشقان را شربت جلاب ده

شکری زان لعل در دریا فکن

در هوایت ذره سرگشته ام

آفتابا سایه بر ما فکن

سر همی با ما گران داری چرا

چون جنایت افکنی پیدا فکن

گرگناهی کرده ام اعلام کن

ور غباری هست بر صحرا فکن

با لبت گفتم که بوسی بخش گفت

گر شتابی نیست با فردا فکن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دعوت به عشق و زیبایی است. شاعر از معشوقه‌اش می‌خواهد تا زیبایی‌های خود را نمایان سازد و در دل‌ها شوری برافروزد. او از نور چهره‌اش می‌خواهد که در دنیا تاثیری عمیق بگذارد و به عاشقان شیرینی عشق را بشناساند. همچنین، شاعر از محبوبش طلب می‌کند که در محبت و وصال شتاب نکند و اگر خیانتی کرده، آن را اعلام کند. در نهایت، شاعر از محبوب می‌خواهد که با لبانش احساسی را به او ببخشد و اگر تأخیری هست، آن را به فردا واگذار کند.