نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۰ جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

ای زگرد ماه مشگ آویخته

وی بگرد لاله عنبر پیخته

هرکجا عکس جمالت برفتاد

صورت صد یوسفست انگیخته

ای بسا دلهای جان افشان که هست

بردو زلفت سرنگون آویخته

رخت عشقت هر کجا آمد فرود

عافیت زان ناحیت بگریخته

زلف تو بر پیخت دست روزگار

دست او کس جز قدر ناپیخته

چون توان از عاشقی بگریختن

عشق با اجزای جان آمیخته

چند ازین عاشق کشی رحمی بکن

ای هزاران خون ناحق ریخته

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و از دل‌باختگی عاشقانی صحبت می‌کند که تحت تأثیر چهره و زلف معشوق قرار گرفته‌اند. شاعر از درد و رنج ناشی از عشق و عواقب آن می‌گوید و از معشوق می‌خواهد که رحم کند و از کشتن عاشقان بیشتر خودداری کند، زیرا بی‌دلیل خون‌های زیادی ریخته شده است. در کل، این شعر ترکیبی از عشق، زیبایی، درد و درخواست بخشش را به تصویر می‌کشد.