نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۹ جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

سخن بی غرض از من بشنو

بر دشمن مشو ایدوست مشو

دشمنان راه بدت آموزند

مشنو هرزه دشمن مشنو

با تو امشب ندبی خواهم باخت

جان زمن بوسه ز تو خصل وگرو

چند گوئی تو که خیزم بروم

دل من وا ده و برخیز وبرو

این چه شیوه است که بنهادی باز

وین چه راهست که آوردی نو

هر بیک چند درآی از در من

چند دشنام بده گرم و بدو

گویم ای خام چو کاهم ز غمت

گوئی ای سوخته بر من بدوجو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به نوعی هشدار در برابر دوستان و دشمنان است. شاعر از شنونده می‌خواهد که به سخنان بی‌پایه دشمنان گوش ندهد و تحت تأثیر آن‌ها قرار نگیرد. او همچنین به بیان احساسات خود درباره عشق و دل‌تنگی می‌پردازد و از طرفی چالش‌هایی را که در باورها و ارتباطات پیش می‌آید، مطرح می‌کند. در نهایت، او از دوستش می‌خواهد که در کنار او باشد و به جای جدایی، با هم به پیش بروند.