نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۶ جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

زهی روی تو خار گل نهاده

قد تو کو شمال سرو داده

مهت چون آفتاب افتاده در پای

بسر چون سایه پیشت ایستاده

ز بهر عشوه ما وعده تو

دری ز امروز بر فردا گشاده

ز اشگ چشم من خیزد تف دل

کسی دید آتشی از آب زاده؟

ز شرم روی چون ماهت مه چرخ

شود هر مه دو شب از خود پیاده

بپیش روی خوبت چیست خورشید

چراغی در ره بادی نهاده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به وصف زیبایی و جذابیت معشوق می‌پردازد. شاعر به توصیف چهره و قامت محبوب خود می‌پردازد و او را به گل و سرو تشبیه می‌کند. همچنین، به تأثیر نور و زیبایی محبوب بر اطرافیان اشاره می‌کند و بیان می‌کند که عشق او باعث شعله‌ور شدن اشک‌های دلش شده است. شاعر ابراز می‌کند که زیبایی معشوق، حتی ماه را هم شرمنده کرده است و او را نسبت به خورشید درخشان‌تر می‌داند. در نهایت، شاعر عشق و جذبه‌های معشوق را به گونه‌ای بیان می‌کند که این احساسات او را به شدت تحت تأثیر قرار داده است.