شمارهٔ ۱۴۸ جمالالدین عبدالرزاق
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
زهی زلف تو خم درخم گرفته
غم عشق تو در عالم گرفته
لبت در بوسه دادن گاه خلوت
طریق عیسی مریم گرفته
سر زلفت چو انگشت محاسب
شمار حلقه ها بر هم گرفته
ز رشک زلف پرچین تو درچین
بتان چین همه ماتم گرفته
من از عشق تو چون بگریزم ایجان
غم تو دامنم محکم گرفته
همه عالم غم عشق تو بگرفت
ترا خود کم بود این غم گرفته
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در مورد عشق و غم ناشی از آن است. شاعر به زیبایی زلف معشوق اشاره میکند و از تأثیر عشق او بر روی خود و جهان اطرافش سخن میگوید. غم عشق، دامن شاعر را چنان محکم گرفته که نمیتواند از آن بگریزد. همچنین، زلف معشوق چنان زیبا و پیچیده است که حتی بتان چین نیز از زیبایی آن ماتم گرفتهاند. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که عشق و غم ناشی از آن همهجا را فراگرفته است و وجود معشوق به تنهایی کم است تا این غم را کم کند.