شمارهٔ ۱۴۷ جمالالدین عبدالرزاق
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
اگر رخت از جهان بیرون نهی به
ازین تر دامنان گر وا رهی به
تماشا گاه جانت بس فراخست
اگر زین تنگنا بیرون جهی به
گل امید ازینان نشکفد هیچ
اگر خار دل خود کم نهی به
چوقوت شمع هم از شمع باشد
حقیقت عمر او را کوتهی به
بگرد بید بی بر چند گردی
غرض سایه است هم سروسهی به
زدونان سوی صاحبدولتی پوی
که تیزخواجه از ریش رهی به
تملق کن چو دشمن گشت غالب
چو درمانی ز شیری روبهی به
بهی کن گر کسی بد کرد با تو
که داند هر کسی کز بد بهی به
نباید عیبم ار چیزی ندارم
که دست سرو آزاده تهی به
زعلم و حکمتت کاری نیاید
برو هم ابلهی کن کابلهی به
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر نکاتی درباره زندگی، امید و روابط انسانی است. شاعر به این موضوع میپردازد که اگر انسان از دنیای مادی و وابستگیهای آن جدا شود، میتواند به فضایی وسیعتر و بهتر وارد شود. او به نماد گل و خار اشاره میکند و میگوید اگر بتوانیم از خشم و کینه دل بکاهیم، امید به زندگی شکوفا خواهد شد. همچنین از ضرورت تملق و تدبیر در روابط با دیگران صحبت میکند و تأکید دارد که اگر کسی با ما بدی کرد، بهتر است با رفتار نیک پاسخ دهیم. در پایان، شاعر به عدم نیاز به عذر و توجیه در صورت عدم موفقیت و اهمیت عقل و حکمت در زندگی اشاره میکند.