نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۲ جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

گر چو تو ترک در ختن بودی

ور چو تو سرو در چمن بودی

در چمن بسکه سجده بردندی

تاختن بس که تاختن بودی

آفتاب از شفق براندی خون

گرچو چشم تو تیغ زن بودی

ناز چندین نکرده گرچه

عاشق روی خویشتن بودی

من ازین بیش کردمی حقا

اگر آن روی روی من بودی

بوسه از وی توقعست مرا

هم بدادی گرش دهن بودی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر احساسات عمیق عشق و فراق را بیان می‌کند. شاعر به زیبایی و جذبه معشوق اشاره دارد و تصور می‌کند که اگر معشوق در مکان‌های زیبا و دلربا حضور داشت، چقدر مورد ستایش و عشق قرار می‌گرفت. شاعر به دلیلی قوی از عشق خود می‌گوید و به این نکته اشاره می‌کند که اگر تنها یک بار چهره معشوق را می‌دید، ارزشی فراتر از این انتظار داشت. در نهایت، شاعر انتظار بوسه‌ای از معشوق را دارد و به اهمیت این ارتباط خاص اشاره می‌کند.