شمارهٔ ۱۵۶ جمالالدین عبدالرزاق
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
این چه رویست بدین زیبائی
وین چه عشقست بدین رسوائی
گفتی از دست غمم جان نبری
آنچنانست که میفرمائی
چون همه قصد بخون ریختنست
هان سر و طشت که را میبائی
نیک یاری تو ولی بدخوئی
سخت خوئی تو ولی رعنائی
دل گشائی چو قبا در پوشی
دل ببندی چو دهان بگشائی
هیچ با ما سر خلوت داری؟
چه حدیثست تو بیش ازمائی
تو بر آیینه نهی صد منت
پس رخ خویش بدو بنمائی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و عشق اشاره دارد و سوالاتی دربارهی احساسات و روابط عاشقانه مطرح میکند. شاعر از شخصی میپرسد که با وجود زیبایی و عشق، چطور میتواند به این رسوایی دچار شود. او به تناقضات شخصیت و رفتار معشوق اشاره میکند و گرچه از او یاری میطلبد، اما میداند که رفتار وی گاهی ناپسند و سرد است. در نهایت، شاعر از معشوق میخواهد که احساسات واقعی خود را نشان دهد و از پنهانکاری دوری کند.