نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۸ جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دست من اگر همچو دلم تنگ نبودی

جز درسر آنزلف شبه رنگ نبودی

زان تنگ شکرجانم بی بهره نماندی

گرخوی تو همچون دهنت تنگ نبودی

گفتی خجلم زان بر تو کمترک آیم

باشد چه خوش این عذر اگر لنگ نبودی

بس دورفتادیم ازان روی چو ماهت

ور رای تو بودی غم فرسنگ نبودی

گویند که در صلح دهی بوسه بر آن لب

گردوست رها کردی خود جنگ نبودی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عمیق و دل‌تنگی شاعر اشاره دارد. او از احساس تنگی ذهن و دلش می‌گوید و اینکه اگر معشوقش به او نزدیک‌تر بود، درد و رنج کمتری می‌کشید. شاعر همچنین از زیبایی معشوق صحبت می‌کند و اینکه دوری از او باعث غم و اندوهش شده است. در نهایت، اشاره‌ای به تفاوت صلح و جنگ دارد و نشان می‌دهد که عشق و محبت می‌تواند بر بحران‌ها غلبه کند.