نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۳ جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

دلبر اینک رفت ایدل خون گری

در غمش زابر بهار افزون گری

گرد سر یکچند چون گردون بگرد

وزغمش یکچند چون جیحون گری

گه گه اندر وصل او خنده زدی

خوش خوش اندر هجر او اکنون گری

در فراقش گر نمیدانی گریست

بشنو از من تا بگویم چون گری

در فراق یار و در هجران او

آب خود هر کس بگرید، خون گری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره غم و اندوه ناشی از جدایی از محبوب است. شاعر بیان می‌کند که دلبر او رفته و این جدایی باعث شده که او به شدت گریه کند. غم او باعث گشت و گذار مثل گردون می‌شود و به اوج می‌رسد. در لحظات وصال، او لبخند می‌زند، اما اکنون از هجران محبوبش می‌گرید. او به همه می‌گوید که در فراق یار، هر کس می‌تواند بگرید، چرا که این احساس مشترک انسان‌هاست.