شمارهٔ ۱۶۸ جمالالدین عبدالرزاق
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
اگر درد دلم را چاره بودی
چرا صبر از دلم آواره بودی
دلی دارم شکسته ور دل اینست
روا بودی اگر صد پاره بودی
ز عشقت هم بفرسودی اگر نیز
نه دل بودی که سنگ خاره بودی
چه بودی یارب ارزان تنگ شکر
کمی روزی این بیچاره بودی
مرا گوئی که ترسم بکشدت هم
چه غم بودی گر او این کاره بودی
چه نقصان آمدی در حسن خوبان
که مرگ عاشقان یکباره بودی
حقیقت هم دل من خواست بودن
اگر هرگز دلی غمباره بودی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از درد دل و شکستهدل بودن خود صحبت میکند و سوالاتی از محبوب خود میپرسد. او به عدم درمان دردش اشاره میکند و میگوید اگر شاید روزی بینصیب بود، باید او را مقصر دانست. شاعر از عشقش میگوید که اگر چه بر اثر آن، دلش آزار دیده، ولی باز هم به حضور محبوبش نیاز دارد. به نوعی، او انتقاد میکند که چرا زیباییها و عشقها در زندگی، گاه به مرگ عاشقان منجر میشود. در نهایت، او خواستهاش از حقیقت را نشان میدهد و از غم و اندوه دلش سخن میگوید.