شمارهٔ ۱۷۱ جمالالدین عبدالرزاق
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گرخوی بتم نیگ ببودی سره بودی
وریک سخن از من بشنودی سره بودی
دل بردو کنون قصد بجان کرد چه تدبیر
باری دل تنها بربودی سره بودی
صد بار دلم در غم او پشت نمودست
یکبار اگر روی نمودی سره بودی
فی الجمله جفاها و عتابش همه خوش بود
دشنام اگر در نفزودی سره بودی
گفتیکه تو در خواب ببینی رخ من باز
گردیده شبی باز غنودی سره بودی
گفتیکه بگویم که چه درمان بودت؟ صبر
احسنت اگرم صبر ببودی سره بودی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به معشوق خود خطاب میکند و از زیبایی و شیرینی كلام او سخن میگوید. او تأکید میکند که اگر معشوق به سخنان او گوش دهد، همه چیز حل خواهد شد و دل او آرام میگیرد. شاعر از درد و رنجی که در انتظار معشوق کشیده، سخن میگوید و میگوید که حتی جفا و عتاب معشوق برایش شیرین است. او در نهایت به صبر و تحمل خود اشاره میکند و میگوید که اگر معشوق در خواب هم او را ببیند، دل او شاد خواهد شد. این ابیات نشاندهنده عشق عمیق شاعر به معشوق و تلاش برای برقراری ارتباط با اوست.