نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۲ جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

امروز بتم بطبع خود نیست

با ما سخنش بنیک و بد نیست

دلبر ز برم براند و آن کیست

کانداخته چنین لگد نیست

یکبوسه ازو بخواستم گفت

بس دل که درو بسی خرد نیست

کوچک دهنش بدید نتوان

چون بوسه دهم برانکه خود نیست

هرگز ندهد نشان ز شادی

هرکو بغم تو نامزد نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات شاعر نسبت به معشوقش اشاره دارد. شاعر می‌گوید که حال امروز معشوقش متفاوت است و با او صحبت نمی‌کند. او از دوری و بی‌رحمی معشوقش ناراحت است و به یاد بوسه‌ای که خواسته، می‌گوید که آن بوسه دریغ شده و دلش شاد نیست. همچنین، شاعر به این نکته اشاره می‌کند که هیچ‌کس نمی‌تواند به شادی برسد اگر با غم او در ارتباط باشد. در کل، شعر احساس غم و ناامیدی شاعر را در مواجهه با معشوقش بیان می‌کند.