نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۵ جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

امروز چه بودش که ز من روی نهان داشت

سراز چه سبب بر من بیچاره گران داشت

ناکرده گنه باز ز من روی نهان کرد

من هیچ نمیدانم او را که بر آن داشت

یکبار بروی تو نگه کردم وایجان

بنگر که بجان و دل و دیده چه زیان داشت

دل در بر من نیست ندانم که کجا شد

یارب بجهان در دل من نام و نشان داشت؟

دیده چو ترا دید درو لعل برافشاند

معذور همیدارش بیچاره همان داشت

گفتند سر زلف تو دل میبرد از خلق

من در غم دل بودم و او قصد بجان داشت

گردوست همیدارمت این طرفه نباشد

آری بچنین روی ترا دوست توان داشت

زود ازمن و از تو همه این شهر بپرسند

گویند نه این چشم فلانی بفلان داشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به غم و اندوهی که از دوری محبوبش بر دل دارد، می‌پردازد. او از عدم توجه و روی گردانی محبوبش شکایت می‌کند و نمی‌داند چرا چنین رفتاری از او مشاهده کرده است. شاعر درگیر احساسات عمیق خود است و به زیبایی محبوبش اشاره می‌کند که چقدر بر دل و جانش تأثیرگذار بوده است. او به یاد می‌آورد که دیگران نیز از زیبایی محبوبش صحبت می‌کنند و به نوعی به حسادت و توجه مردم به محبوبش اشاره دارد. در نهایت، شعر بیانگر عاشقانه‌ای پر از احساس و درد ناشی از عشق و دوری است.