نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶ جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

چه عجب گر دلت زمن بگرفت

که مرا دل زخویشتن بگرفت

شدم از ضعف آنچنان که مرا

باد بربود و پیرهن بگرفت

سخنی با تو خواستم گفتن

گریه خود راه بر سخن بگرفت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساس شگفتی شاعر از این است که محبوبش به او توجه کرده و دلش را به چنگ آورده است. شاعر از ضعف و ناتوانی خود می‌گوید، به‌طوری‌که حتی باد نیز او را در می‌برد. در نهایت، وقتی که می‌خواهد با محبوبش صحبت کند، چنان بغض و گریه‌ای بر او غالب می‌شود که مانع از بیان سخنانش می‌شود.