شمارهٔ ۳۳ جمالالدین عبدالرزاق
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
دگرباره با مات بیگانگیست
مکن کاینچنین ها نه فرزانگیست
توجان خواهی آنگاه بر دست هجر
ندانی که این رسم بیگانگیست
توجان خواه بیزحمت هجر و وصل
میان من و تو سخن خانگیست
من از عشق تو دشمن جان شدم
نه عشقست پس چیست دیوانگیست
بسوگند گفتی که بکشم ترا
مرا کشته گیر این چه مردانگیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به حس بیگانگی و جدایی در روابط عاشقانه اشاره میکند. او از طرفی به این نکته معترض است که این نوع بیگانگی، فرزانگی نیست و نشانههای درد و رنج عشق را بیان میکند. شاعر از عشق خود به معشوق میگوید و اینکه این عشق باعث شده او جانش را از دست بدهد و از طرف دیگر، با اشاره به تهدیدی که معشوق به او کرده، به تناقض بین عشق و خشونت در روابط عاشقانه میپردازد. به طور کلی، شاعر به چالشهای عشق و جدایی اشاره میکند و از ناپایداری و تنشهای درونی ناشی از آن سخن میگوید.