نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۷ جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

برم امشب که آن سروسهی بود

همه شب کار دل فرماندهی بود

نه یک ساعت لب از بوسه بیاسود

نه یکدم دستم از ساغر تهی بود

نگارم بود و یک چنگی خوش زن

سوم ساقی چهارم شان رهی بود

گهی بر حلقه مشک ختن خفت

گهی در سایه سرو سهی بود

ز وقت شام تا الله اکبر

می لعل و سماع خرگهی بود

نه کس را بود بر ما اطلاعی

نه ما را نیز از خویش آگهی بود

نه با گرگ آشتی او پلنگی

نه با آهوی چشمش روبهی بود

گهی بوس و گهی نوش و گهی رقص

چه گویم عیب آنشب کوتهی بود

وز آنشب غصه بر غصه است ده تو

مرا کانشب نمردم زابلهی بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این غزل به یاد شب خوشی می‌افتد که در کنار محبوبش سپری کرده است. در آن شب، هیچ‌گونه نگرانی و اطلاعاتی از دنیای بیرون نداشته و تنها در لذت‌های بوسه، نوشیدن، و رقص غرق بوده‌است. او از زیبایی‌های محبوب و حال و هوای شاداب آن شب می‌گوید و بر این نکته تأکید می‌کند که آن شب به‌قدری خوب و دل‌انگیز بوده که حالا پس از آن، غم‌ها و مشکلات زندگی بر دوشش سنگینی می‌کند. در واقع، او همیشه یاد آن شب را در دل دارد و آرزو می‌کند که دوباره همان احساسات را تجربه کند.