نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۹ جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هر جور که بر عاشق بی‌سیم توان کرد

امروز بتم بر من سرگشته چنان کرد

از بس که ستم کرد به من بر چو مرا دید

شرم آمدش از روی من و روی نهان کرد

گفتم که چنان کن که دلم خون شود از غم

تقصیر نکرد الحق و بشنید و چنان کرد

گفتی که بده شرح که خود با تو چه کرد او

ای دوست چه گویم که نه این کرد و نه آن کرد

گفتا به دلی بوسه، بداد و بستد دل

بنگر که درین بیع که سود و که زیان کرد

گفتم به دلی نیست گران، هم بتوان ساخت

از دل چو بپرداخت سبک قصد به جان کرد

گفتم غم جانم خور و درمان دلم کن

گفتا که چنان گیر چنین نیز توان کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از درد و رنج عشق صحبت می‌کند. او بیان می‌کند که معشوق او را به شدت آزار می‌دهد و وقتی او را می‌بیند، شرمنده می‌شود. شاعر درخواست می‌کند که معشوق به او آسیب بیشتری بزند تا دلش از غم خونین شود. معشوق در پاسخ می‌گوید که می‌تواند این کار را انجام دهد. شاعر در ادامه به ویژگی‌های عشق و دل‌باختگی اشاره می‌کند و از سنگینی درد و غم سخن می‌گوید، در حالی که معشوق به او وعده می‌دهد که در این حالت می‌تواند او را تسکین دهد. این شعر تجلی از احساسات عمیق و پیچیده‌ای است که در مناسبات عاشقانه وجود دارد.