شمارهٔ ۵۰ جمالالدین عبدالرزاق
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آخر یکی بکوی فلانکس گذر کنید
در حال این شکسته دل آخر نظر کنید
ما را ز روی آن گل خندان نشان دهید
او را زحال این دل غمگین خبر کنید
با آن رخ چوماه چه نام قمر برید
با آن لب چو لعل چه یاد شکر کنید
چون راه او روید قلم وار از نخست
ده جا میان ببندید از پای سر کنید
او را خبر دهید که چون سخت گشت کار
باشد که پاره دل او نرم تر کنید
ورپرسد از شما که چگونست حال او
گوئید سوختست و سخن مختصر کنید
او را بیاورید و پس آنگه بروی او
یک ساغر از صراحی می زود در کنید
وریک ترانه نرم بگوید برای ما
همچون دهانش دامن او پر گهر کنید
می رنج دل بکاهد آن می مرا دهید
زر کار ما بسازد تدبیر زر کنید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به معشوق خود اشاره میکند و از دیگران میخواهد که او را به سمت خود بیاورند و از حال دلش بپرسند. شاعر به زیباییهای او و دلشکستگیاش اشاره میکند و از دیگران میخواهد که با سخنان لطیف و نغمهای خوشایند دلش را شاد کنند. همچنین، شاعر به اهمیت نوشیدنی و ترانه در کاهش رنج دل و تسلی خاطر اشاره میکند و میگوید که این میتواند به بهبود وضعیت او کمک کند. در نهایت، شاعر از دوستان میخواهد که در این کار تلاش کنند تا دل معشوق نرمتر شود و حالش بهتر گردد.