نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۶ جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

تماشا می‌کنم از دور هرکسی دلبری دارد

چه تدبیر ای مسلمانان دل من کافری دارد

به خون من چرا کوشد سر زلفین خونخوارش

مگر زلفش نمی‌خواهد که چون من چاکری دارد

مرا گفتی گر از سنگی ترا غم نیست گرداند

تو این معنی کسی را گو که از هستی دری دارد

دل اندر وصل چو نبندم که وصل تو کسی یابد

که جز اشکش بود سیمی به جز چهره زری دارد

مرا تا دسترس نبود به وصل از پای ننشینم

همی‌جویم که می‌دانم که این رشته سری دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره احساسات عاشقانه و دل‌باختگی شاعر است. او از دور به دلبری‌هایی که دیگران دارند نگاه می‌کند و حسرت می‌خورد که دلش به کسی تعلق دارد که از او دور است. شاعر به تضاد عشق و درد اشاره می‌کند و از تلاش دلبرش برای کم کردن غمش سخن می‌گوید. او می‌گوید که به خاطر عشقش به درد و رنج ادامه می‌دهد و هرچند به وصال معشوق نتوانسته دست یابد، همچنان در جستجوی اوست. در کل، شعر به عمق عشق، درد و آرزو پرداخته است.