نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۷ جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

مرا گر چون تو جانانی بباید

بجسمم آهنین جانی بباید

عتاب دوست خوش باشد ولیکن

مر آنرا نیز پایانی بباید

مرا لعلت ببوسی وعده دادست

ولیک از زلف فرمانی بباید

دل از درد تو بیمارست و او را

هم از درد تو درمانی بباید

بر آن روی چو ماهت چشم بد را

همی از نیل چوگانی بباید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات به عشق و تمایل خود به معشوقه‌اش اشاره می‌کند. او می‌گوید اگر بخواهد مانند معشوق زندگی کند، نیاز به جانی آهنین دارد. عتاب و سرزنش معشوق را برایش خوشایند می‌داند اما معتقد است که باید پایانی برای آن وجود داشته باشد. شاعر به وعده معشوق درباره بوسه و همچنین تاثیر زلف او بر دل بیمار خود اشاره می‌کند، و در نهایت حسرتی از زخم‌های عشق و نیازی به درمان از طرف معشوق را بیان می‌کند. در کل، ابیات نشان‌دهنده درد و شوق عاطفی شاعر نسبت به معشوق است.