نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۸ جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

دل من زان کسی بیغم نیابد

که آن جوید که در عالم نیابد

چرا جویم وفا از تو که هرگز

کسی حسن و وفا با هم نیابد

دلم خون شد ببوی دوستی نیک

ببد راضی است ترسم هم نیابد

نزد بر پای کس بوسی که حالی

ز دستش سیلی محکم نیابد

چه مایه شادی دل خورد آخر

ز محرومی که یک محرم نیابد

گل خوش طبع همدم با صبا هست

دهان نگشاید او همدم نیابد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به احساس ناامیدی و دل‌تنگی خود اشاره دارد. او می‌گوید که هیچ‌کس مانند آن کسی که او در جستجویش است، وفا و حسن را با هم ندارد. دلش از بوی دوستی خون شده و از ترس اینکه ممکن است هرگز کسی را نیابد، ناراحت است. شاعر همچنین به ناکامی و محرومیت در یافتن همراه و همدمی که درکوی وفا باشد، اشاره می‌کند و از زندگی‌ای که در آن هیچ محرم و همدمی ندارد، ابراز نارضایتی می‌کند. در نهایت، حتی گل خوش‌طبع نیز از بیان احساسات خود ناتوان است و نمی‌تواند همدم واقعی برای او باشد.