نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۶ جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

غمش در دل تنگ ما می‌نشیند

ندانم بر آتش چرا می‌نشیند

دلم نیز مستوجب هر غمی هست

که بر شاهراه بلا می‌نشیند

مرا بر سر آتشی می‌نشاند

چو بینم که با ناسزا می‌نشیند

مرا گفت با دیگری می‌نشینی

ندانم که این بر کجا می‌نشیند

کمر بر چه بندد نداند نگارم؟

که این بار بر جان ما می‌نشیند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این ابیات از غم و درد درونی خود سخن می‌گوید. او احساس می‌کند که این غم در دلش نشسته و نمی‌داند چرا دلش با آتش و بلا درگیر است. او به این موضوع اشاره می‌کند که مشاهده‌ی ناسزا به خود، بر این آتش غم می‌افزاید. همچنین، گوینده از سخن کسی دیگر که او را رها کرده و با دیگری نشسته، ناراحت است و در آخر به سردرگمی خود درباره‌ی احساسات و چگونگی بار مسئولیتش اشاره می‌کند. در کل، این اشعار نشان‌دهنده‌ی رنج و عذاب روحی شاعر است.