نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۰ جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

وه که دگرباره عشق دست برآورد

صبر بیکبارگی ز پای در آورد

خواب ز چشمم ربود و آب در افزود

وه که خود این بار شیوه دگر آورد

تا بتم از خط عهد پای برون برد

بر سر محنت زده جهان بسر آورد

برد دل و گفت توبه کردم و رفتم

تو به صد بار از گنه بتر آورد

دیده من تابروی دوست نگه کرد

خود چه دهم شرح تا چه دردسر آورد

لعل ویم دی بخشم و ناز و جفا گفت

آنهمه صفرا چه بود کان شکر آورد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف تجربیات عاطفی عمیق شاعر می‌پردازد. او از عشق دوباره‌ای سخن می‌گوید که ناگهان به زندگی‌اش بازگشته و باعث رنج و شکیبایی او شده است. عشق به قدری قوی است که خواب را از چشمان او می‌گیرد و درد و غم را در دلش ایجاد می‌کند. شاعر از توبه و تصمیم به دوری ازمعشوق می‌گوید، اما با وجود همه این‌ها، قلبش همچنان به سمت او کشیده می‌شود. در نهایت، او اشاره دارد که عشق و ناز و جفای معشوقش باعث می‌شود تا همه دردها و مشکلات را تحمل کند و به زیبایی و شکرگزاری به آن عشق بپردازد.