نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷ جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بخوبی هیچکس چون یار ما نیست

ولیکن در دلش بوی وفا نیست

چه سود ار تنک شکر شد دهانش

که یک شکر ازان روزی ما نیست

نخواهم بست دل در وصلت ایماه

که وصل تو متاع هر گدا نیست

ز من بیگانه گشتستی و کوئی

که جز تو در جهانم آشنا نیست

تو خود دانی و من دانم ولیکن

که یارد گفت چونین هست یا نیست

بعشقت هم نیارم کرد دعوی

که زرخواهی و آن معنی مرا نیست

جفا کن تا توانی کرد زیراک

وفا در مذهب خوبان روانیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و ناامیدی شاعر از عشق می‌پردازد. شاعر می‌گوید که هیچ کس مانند یار او نیست، ولی در دل او وفایی نمی‌بیند. او از شیرینی لبان یار می‌گوید، اما این شیرینی برای او بی‌فایده است چون آنچه برای او مهم است، وفا و محبت است. شاعر به عشق خود افتخار نمی‌کند و نمی‌خواهد دلش را به وصل معشوق بسپارد، زیرا به نظرش چنین وصلی ارزشمندی ندارد. او خود را غریبه در دنیای دیگر می‌داند و می‌گوید که جفا کردن یار را بهتر از بی‌وفایی می‌داند، چرا که وفا در دین خوبان رایج است.