شمارهٔ ۷۲ جمالالدین عبدالرزاق
جمالالدین عبدالرزاق اصفهانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خه بنام ایزد آنعارض نیکو نگرید
چشم بد دور ازو آن گل خود رو نگرید
سرو خواهید خرامان گل خندان بسرش؟
آنکه از دور همی آید از انسو نگرید
ناوک غالیه دیدید و کمند مشگین
غمزه کافر او وان خم ابرو نگرید
هست او را دهنی تنگ چو چشم سوزن
اندر او تعبیه دو رشته لولو نگرید
لعل شکر شکن و زلف زره ور بینید
لاله دل سیه و نرگس جادو نگرید
خواب خرگوش دهد نرگس رو به بازش
اینهمه شعبده زان چشم چو آهو نگرید
گفتم او را چه شود گر دل من باز دهی
گفت نه تو نه دلت درد سر او نگرید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی زیبایی و جذابیت معشوقی است که همه چیز را تحت تأثیر خود قرار داده و چشمها و دلهای دیگران را مسحور کرده است. شاعر به توصیف ویژگیهای ظاهری معشوق میپردازد و به چشمهای زیبا و فریبندهاش اشاره میکند. او همچنین به حسرت و درد دل خود از عدم دسترسی به معشوق و تأثیرات منفی این عشق اشاره میکند. در پایان، معشوق به شاعر میگوید که نه او و نه دلش نمیتوانند به این عشق ادامه دهند چرا که دردسرهایی را به همراه خواهد داشت.